تبلیغات
قلب یخی
تنها برای یک نفر نفس بکش
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

طاقت فرساترین درد تنهائی است.

تنهایی

حتی برای خدا « طاقت فرسا » ترین دردها تنهائی است ، 

 بی آشنا بودن است ، گنج بودن و در ویرانه ماندن است ، 

 وطن پرست بودن و در غربت بودن است . عشق داشتن و

زیبائی نیافتن است ،  زیبا بودن و عشق نجستن است ، نیمه

بودن است ناتمام زیستن است بی انتظار گشتن است ،  چنگ

بودن و نوازنده نداشتن است ، نوازنده بودن و چنگ نداشتن

است  متن بودن و خواننده نداشتن است در خلا زیستن است ،

برای هیچ کس بودن است برای زنده بودن کسی نداشتن است 

 بی ایمان بودن است بی بند و بی پیوند و آواره بودن

است  جهت نداشتن است دل به هیچ پیوندی نبستن...



نوشته شده توسط :نفس
چهارشنبه 18 آبان 1390-09:29 ق.ظ
دلشکسته() 

جدایی

نگاهم خیره می ماند به تصویری كه در آن هیچ كسی نیست.هیچ نقشی نیست.دلواپس لحظه های رفته ام.در خلوت 
این شب پنجره پر نور نمی شود.باز هم احساس مبهمی دارم.كسی نیست ودر حصار تنهایی مانده ام.شبیخونی از یادها مثل خوابی به سراغم می آید.جا ماند ه ام.هزاران قرن همه رفته اند در آواری دل خود را دفن می كنم.باز هم سكوت است وسیاهی.نگاهم هنوز آن قاب خالی را می نگرد ومن در غبار آن فراموش می شوم


نوشته شده توسط :نفس
پنجشنبه 28 مهر 1390-10:51 ق.ظ
رفیق راه() 

سلام ملیکم

سلام شرمنده نبودم. این چند وقت درگیر مسافرت ، ازدواج داداشم و قهر

 

صمیمی ترین دوستم بودم. بخاطر همین آپ نکردم حالا اومدم جبران.



نوشته شده توسط :نفس
پنجشنبه 28 مهر 1390-10:46 ق.ظ
رفیق راه() 

دلم شکست

دلم شکست

از سردی، از سردی رفتاری ..

دلم شکست ، از نبودنم در دلی

دلم شکست از سلامی سرد که پاسخی بود به سلامی گرم

از احساسی که یک لحظه نبود در مقابل احساسم

و از دلی که یک لحظه، هرچند شاید کوتاه دور شد از دلم

دلم شکست از قصری که برای لحظه ای لرزید

از فکری که برای خود رفت

و از چشمی که خیره به نقطه ای ماند

از سوز زمستانی در بهاری دل نشین ، دلم شکست

دلی که ترک برداشته بود ز دوری تو ، با تلنگری هر چند کم توان

شکست.



نوشته شده توسط :نفس
یکشنبه 13 شهریور 1390-04:40 ب.ظ
رفیق() 

من و تو

من تشنگی تو تشنگی ، کاش که نمی گذشت بچگی

 

من بی وفا تو بی وفا ، چی کار کنه با ما خدا؟

 

من انتظار تو انتظار ، من باریدم تو هم ببار

 

من اعتماد تو اعتماد ، عشقو چرا دادیم به باد؟

 

تو خستگی من خستگی ، پس چیه معنیش زندگی؟

 

تو پر درد من پر درد ، پاییز واسه چی میشه زرد؟

 

منم که تو تو هم که من ، پس زیر وعده هات نزن

 

من خاطره تو خاطره ، بمون تا یادمون نره

 

من آرزو تو آرزو ، پس آرزو کن و بگو



نوشته شده توسط :نفس
پنجشنبه 10 شهریور 1390-11:02 ق.ظ
رفیق()